پارک شهر شیراز
تابستان 88 رفته بودیم شیراز با بابا و خاله فرهت بردیمت پارک تا بازی کنی ...
تاب بازی فاطمه
پارک پشت استانداری خیابان مبارزان ...
سوم فروردین 1388
رفته بودیم پارک بادی خیلی دوست داشتی اولین بار بود که تو رو برده بودم اونجا بعد از اون روز همه اش می گفتی مامان بریم بپر بپر ...
فاطمه با گوشی موبایل خاله جان
قایم شدنت
یه روز صبح هرچی صدات زدم جوابم رو ندادی خیلی دنبالت گشتم ترسیده بودم گفتم کجا رفتی بعد تو اطاقت دیدم سرت رو از زیر گهواره ات بیرون آوردی و خندیدی گفتم با مامان قایم موشک بازی کردی دختر گل ...
فاطمه خانم با سه چرخه جوجه ای
چرا تعجب کردی دخترم
قربون چشای قشنگت بره مامان ...
بدون عنوان
نون پوشی
ما توی شهرمون بوشهر نذر نون پوشی می کنیم فاطمه هم نون پوش شده به این صورت که بچه رو می خوابونیم زیر سرش یه لقمه نان و مسقطی می گذاریم و با نان رویش رو کامل می پوشانیم و دعا می کنیم برای سلامتی خودش و خانواده اش ...













