فاطمهفاطمه، تا این لحظه: 18 سال و 7 ماه و 6 روز سن داره

بهار

خاطرات چیز هایی هستن که هیچ وقت نمیتوان آن ها را فراموش کرد چون در فراموش نشدنی ترین جای ذهن ما هستند

نمایشگاه کتاب

امروز جمعه است با خاله افسانه و خاله راحیل اومدیم نمایشگاه کتاب که به مناسبت دهه فجر گذاشته بودن من و فاطمه رفتیم غرفه کتاب کودکان و گل خانم تا تونست برای خودش کتاب برداشت چند تا کتاب هم برای پونه و یاس برداشت تا بهشون هدیه بده   این هم عکسایی که ازت گرفتم..............             ...
6 اسفند 1390

25آبان 1390(فوت ننه بزرگ)

روز خیلی بدی بود................ ساعت حدودا"یک بود که بابا زنگ زد و گفت یه چیزی می گم هول نکنی گفتم چی شده اون هم بدون هیچ مقدمه ای گفت ننه مرده و تلفن رو قطع کرد اصلا" باور نمی کردم چون ما شب قبل پیشش بودیم و حالش هم خوب بود منو زن عمو رفتیم خونه ننه و دیدیم که ننه افتاده حالا نمیدونم که چطور فوت کرده بود ولی اصلا"رام قابل قبول نبود اونو می دیدم ولی باور نمی کردم روز خیلی خیلی بدی بود.... ...
6 اسفند 1390
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به بهار می باشد