فاطمهفاطمه، تا این لحظه: 18 سال و 7 ماه و 5 روز سن داره

بهار

خاطرات چیز هایی هستن که هیچ وقت نمیتوان آن ها را فراموش کرد چون در فراموش نشدنی ترین جای ذهن ما هستند

بدون عنوان

1391/2/13 23:30
نویسنده : fateme
284 بازدید
اشتراک گذاری

روز جمعه 26اسفند خونه آقا جون ناهار دعوت بوديم البته دعوت دايي جان فاطمه .دايي جان به سلامتي خونه خريده بود و شيريني خونش به ما ناهار داد .دايي جان به ما پول داد و منو فاطمه با بابايي رفتيم رستوران قوام و غذا سفارش داديم . تا غذا آماده مي شد رفتيم كنار دريا . هوا عالي بود از فاطمه چند تا عكس گرفتم كه بعدا" اونا رو براتون مي ذارم . غذا رو گرفتيم و اومديم خونه آقاجون واااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااي چقدر غذا چسپيد جاتون خالي خيلي خوشمزه بود ....دايي جون دستت درد نكنه  خونت هم مباركت باشه انشالله از اين بهترش بخري.

این هم کنار دریا با مرغای دریایی

باد تند موهاتو پریشون کرده

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

مامان رومینا
28 اسفند 90 14:57
خونه مبارک باشه دایی فاطمه
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به بهار می باشد