مهد کودک جدید
منم ماجرایی دارم با مهد کودک رفتن فاطمه .
روز چهار شنبه زنگ زدم به مسئول مهد کودک فرشته ها و قرار شد مدارک رو ببرم و فاطمه رو ثبت نام کنه.
پنج شنبه صبح با فاطمه رفتیم برای ثبت نام . مدارک رو تحویل دادم و گفتم گواهی سلامت از پزشکش وآزمایش انگل رو انجام ندادم هر وقت آماده شد براتون می آرم و خانم مدیر هم قبول کردن.
امروز صبح ساعت 8 فاطمه رو از خواب بیدار کردم و ساعت 8:30 دقیقه به مهد کودک رفتیم .
وقتی واردشدیم ما رو به طرف کلاس آمادگی راهنمایی کردن.
فاطمه وقتی رفت تو کلاس ، صبا رو که دید خوشحال شد و رفت پیش صبا نشست .
منم از کلاس اومدم بیرون . تقریبا" یه نیم ساعتی مامان بچه ها اونجا بودن که خانم مدیر اومد و گفت یه جشن کوچیک برای بچه ها تدارک دیدن و از مامانها خواست که مهد کودک رو ترک کنن و این رو هم اضافه کردکه مطمئن باشید بچه هاتون گریه نمی کنن و اگه گریه کردن ما شماره تلفن تون رو داریم بهتون زنگ می زنیم .
ما هم اومدیم بیرون بعضی از مامانها رفتن و بعضی ها هم موندن . منم جزء اونایی بودم که اونجا موندم.
براشون ارگ زدن وشعرخوندن بعد هم بابستنی و شکلات ازشون پذیرایی کرده بودن.
ساعت 10:15 دقیقه بود که مامانها می اومدن و بچه ها رو می بردن . منم رفتم و فاطمه روصدا زدم گفتم بیابریم . خانم بهش خوش گذشته بود و گفت مامان کمی دیگه بمونم بعدا"بریم . گفتم برای امروز کافیه وفردا دوباره میایم .
جند تا عکس هم ازش گرفتم لطفا" بیاین به ادامه مطلب.............



یک طرف کلاس نیمکت ها خالی بود نمی دونم چر ا بچه ها همه یه طرف نشسته بودن.
نگاه کنیدتو یه نیمکت پنج نفر با هم نشستن .


اینجا هم گلم پیدا نبود گفتم بلندبشه بایسته تا عکسش بگیرم.

اومده بودن تو سالن نشسته بودن برای اجرای برنامه جشن.


















مهد کودک جدید
