عید قربان ، دعای عرفه
الهی!
نه من آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشم
نه تو آنی که گدا را ننوازی به نگاهی
در اگر باز نگردد ، نروم باز به جایی
پشت دیوار نشینم چو گدا بر سر راهی
کس به غیر از تو نخواهم چه بخواهی چه نخواهی
باز کن در که جز این خانه مرا نیست پناهی
عرفه روز شناخت و آگاهی و عید قربان روز از خویش بریدن و به خدا رسیدن فرخنده باد.
مولای من ! تویی که منت تهادی
تویی که نعمت دادی
تویی که احسان کردی
تویی که نیک رفتار نمودی
تویی که زیب و فر دادی
تویی که فضیلت دادی
تویی که کامل کردی
تویی که روزی دادی
تویی که توفیق دادی
تویی که عطا نمودی
تویی که توانگر ساختی
تویی که پناه دادی
تویی که عیوبم را پوشاندی
تویی که آمرزیدی
تویی که از تقصیراتم در گذشتی
تویی که یاری کردی
تویی که شفا بخشیدی................
معبودا!
منم معترف به گناهان خود آنها را بیامرز
منم که بد کردم
منم که خطا کردم و بر بدی همت گماردم
منم که نادانی نمودم
منم که غفلت ورزیدم
منم که فراموش نمودم
منم که فراموش نمودم
منم که اعتماد به غیر کردم
منم آنکه تعمد ورزیدم
منم که وعده دادم
منم که تخلف کردم
منم که پیمان شکستم...................



عید قربان ، دعای عرفه
