فاطمهفاطمه، تا این لحظه: 18 سال و 7 ماه و 2 روز سن داره

بهار

خاطرات چیز هایی هستن که هیچ وقت نمیتوان آن ها را فراموش کرد چون در فراموش نشدنی ترین جای ذهن ما هستند

نمایش

1391/12/13 21:32
نویسنده : fateme
590 بازدید
اشتراک گذاری

دیروز که رفتم فاطمه رو از مهد بیارم به محض اینکه منو دید گفت مامان فردای سه روز دیگه باید حتما" بیام مهد .تعجبفردای سه روز دیگه یعنی چی دخترم . چرا باید مهد باشی؟متفکر

گفت مامان من توی نمایش بازی می کنم ، من بچه خرگوشم ، فاطمه بادروح مامان خرگوشه ، به محمد  گفتن که گرگ بشه گفت من خجالت می کشم خجالتو به جای اون سورن گذاشتن و فاطمه زارعی هم کلاغه.

گفتم داستانش چیه ؟ گفت مامان مثل شنگل و منگول . گفتم برام تعریف کن . گفت آقا گرگه می خواد بیاد بچه خرگوشه رو بخوره بعد کلاغه می ره ب مامان خرگوشه می گه و مامانش می آد نجاتش می ده . خلاصه و مفید برام تعریف کرد .چشمک

گفتم تو توی نمایش چی می گی . گفت مامان حوصله ندارم برات تعریف کردم دیگه .نیشخند

راستی فردای سه روز دیگه فهمیدین چند شنبه شد ؟..........آره سه شنبه .

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (7)

مامان ملیکا کوچولو
14 اسفند 91 1:24
سلام مامان فاطمه جان. دختر نازی دارید ماشاالله. منو ببخشید ،جسارت میکنم. هرچی فکر کردم وظیفه دونستم باید این مطلبو بگم. تو رو خدا دختر نازتو بیرون میبری طلاهاشو در بیار. برا عکسهاش بنداز براش .روزگار بدی شده. من خودم چشم نظر ملیکا جانو جدیدا تو بند انداختم گردنش. تو رو خدا دخالت منو به حساب بی ادبی نذارید. فاطمه جونم مثل ملیکا برام میمونه. دوسش دارم یه دنیا.


خواهش می کنم عزیزم شما هم مثل خواهر من . هیچ اشکالی نداره نظرتون قابل احترامه . ممنون از راهنمایی تون . اگه می شه آدرستون رو برام بذار.
علی
14 اسفند 91 19:43
بعله

الان یکساعت نوشتم پاک شدم

سوختم!!!!!1

من کشته مرده ی این تاریخ گفتن هاشم !!!!!فردای سه روز دیگه از شنبه حساب کن میشه سه شنبه

چه جالب!!!!!


اقا این نسل جدید اعصاب حوصله هم ندارن

من خواهرم اردیبهشت 3 ساله میشه ولی ادم جرات نداره دور و برش بره

از حقوق کودکان وسازمان جهانی مبارزه با خشونت علیه کودکان صحبت میکنه ادم نمیتونه نزدیکش بره ومیترسم شکایتمون کنه

نمیدونی چه مکافاتی داریم ما باهاش




اقا دیوونه این نقشش شدم

چه جالبه و چه نقشی رو میخواد بازی کنه این

نقش اوله فک کنم ها


فردا فک کنم نمایش داره چون امروز دوشنبس

براش ارزو میکنم موفق باشه ولذت ببره از نقشش

شما هم فردا بیا مفصلا برامون تعریف کن

یاعلی


آدم حرصش در می آد بشینی بنویسی بعد یک مرتبه همه اش بپره.
آره امروز قرار بود نمایش بازی کنن ولی مثل اینکه خبری ازش نبود . گفت خانممون گفته فردا . حالا تا فردا.
جشنواره تولید صداهای صوتی
15 اسفند 91 16:04
دوست بزرگوار فاطمه عزیز برآنیم تا بزرگترین کتابخانه صوتی برای کودکان و نوجوانان ، بویژه کودکان نابینا را ایجاد کنیم . از شما بزرگوار رسما دعوت به عمل می آید تا در اجرای این جشنواره ، درخواست " همکار افتخاری" ما را پذیرا باشید و با اطلاع رسانی یا هرگونه اقدامی که خود صلاح می دانید، یاری مان نمائید.
پرهام
15 اسفند 91 22:49
مریم--------❤
17 اسفند 91 9:28
به به خانوم بازیگرخاله به ما امضا نمیدی؟
راستی این هفته میام بوشهر


حالا شاید به شما امضاء دادم . باید در موردش فکر کنم .
به سلامتی به شهر تون خوش اومدین.
مامان ملیکا کوچولو
20 اسفند 91 2:39
سلام به روی ماه فاطمه جونم و مامان گلش. اینم ادرسم با احترام ،تقدیم شما. عزیز خاله دوست دارم یه عالمه.


سلام عزیزم متاسفانه وبت بازنشدنمیدونم چرا. اگه می شه آدرس رو برام بنویس مرسی گلم.
سجاد
14 فروردین 92 21:05
ممنونم که منو لینک کردی منم شما رو با افتخار لینک کردم و امیدوارم سجاد کوچولو و فاطمه جون دوستای خوبی واسه هم باشن در ضمن جلو نام خراسان کلمه ی رضوی رو اضافه کن چون شهرستان بردسکن جزو خراسان رضوی می باشد .
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به بهار می باشد