مهمونی
دیروز ما خونه خاله سیما مامان ریحان عسلی دعوت بودیم (البته خونه ی خواهرش).
ساعت شش و نیم بود که با فاطمه رفتیم شیرینی فروشی . شیرینی خریدیم و منتظر مامان رومینا شدیم تا بیاد دنبالمون .
دیروز با یه دوست وبلاگی دیگه آمنه جون مامان سارا و دو تا از خاله های سارا آشنا شدیم.
سیما جون و خواهرش زحمت کشیده و تدارک شام دیده بودن. از همین جا مجددا" ازشون تشکر می کنم بابت همه ی زحمتاشون.
بچه ها هم طبق معمول با هم بازی می کردن ولی ازبین فکر کنم سی چهل تا عکسی که گرفتم فقط چند تای اونا درست در اومد .
قرار دیدار با بقیه دوستای وبلاگی رو گذاشتیم . مکانش پارک بانوان خیابان امام رضا(ع) ولی زمانش رو مشخص نکردیم. انشاالله زمانش که مشخص شد توی وبلاگ دوستای بوشهری می ذارم.
دیشب شب خیلی خوبی بود به من که خیلی خوش گذشت امیدوارم که به بقیه دوستان هم خوش گذشته باشه.
سارا و فاطمه
متاسفانه این سری از رومینا و ریحان عکس درست و حسابی نداشتم که بذارم.

![]()





اینم سفره شام

خورشت میگو با کوکو ماکارونی




مهمونی 



