فاطمهفاطمه، تا این لحظه: 18 سال و 7 ماه و 6 روز سن داره

بهار

خاطرات چیز هایی هستن که هیچ وقت نمیتوان آن ها را فراموش کرد چون در فراموش نشدنی ترین جای ذهن ما هستند

مهمانی خونه عمه سهیلا

دیروز جمعه 91/2/1 خونه عمه سهبلا ناهار دعوت بودیم عمه مرغ شکم پر درست کرده بود دستش درد نکنه خیلی خوشمزه بود. فاطمه با پونه برای خودشون کلی بازی کردن . روز خوبی بود .
2 ارديبهشت 1391

عکاسی رفتن فاطمه جون

امروز بعد از ظهر با فاطمه رفتیم عکاسی مانی از فاطمه عکس چهار سالگیش بگیریم وقتی رفتیم فاطمه از شوق اینکه لباس عروس تنش کرده خوشحال و سر حال بود ولی بعد از اینکه چند تا عکس گرفت خسته شد و شروع کرد بهانه آوردن و متاسفانه نذاشت خیلی ازش عکس بگیرن . وقتی عکساش آماده شد تو وبش براتون می ذارم.
19 فروردين 1391

13فروردین 91

امروز سیزده بدر است . قرار بود که با عمه اینا بریم بیرون ولی اونها گفتن که ما صبح نمی ریم و بعد از ظهر میریم ماهم با آقاجون اینا و خاله صدیقه اینا رفنبم آب طویل . اونجا فاطمه و یاس تا تونستن برای خودشون بازی کردن . ازشون عکس گرفتم که سر فرصت عکساشو براتون می ذارم . بعد از ظهر عمه  زری زنگ زد و گفت که می خوایم بریم بندرگاه و شما هم بیاین ولی بابا گفت خسته هستم و نمی تونم بیام . به هر جهت ما سیزدمون رو بدر کردیم . انشاالله سال خوب و خوشی برای همه مردم ایران باشه .سالی سرشار از سلامتی و تندرستی. _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ این هم عکسای سیزده بدر.............       این هم یاس دختر خاله فاطمه ...
16 فروردين 1391

بدون عنوان

روز 11فروردین با عمه ها رفتیم دلوار ساعت 11/30دقیقه رسیدیم .رفتیم موزه رئیس علی دلواری البته چون بارون می اومد داخل نرفتیم یه چند تا غرفه اونجا بود نگاه کردیم و به غرفه کتاب هم سری زدیم چند تا کتاب خریدیم بعد از اون هم رفتیم به خونه اقوام ننه بزرگ سر زدیم طرف غروب بود که برگشتیم. روز خوبی بود .خوش گذشت.
14 فروردين 1391
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به بهار می باشد