نرفتن فاطمه به مهد
دیشب فاطمه گفت : مامان من فردا نمی روم خانه ی بازی گفتم : چرا گفت: آخه خانمه نمی ذاره که تو هم بمونی . بعد گفت مامان تو رو به جان محمد منو ببر اونجایی که صبا(دختر پسرخاله باباشه) ثبت نام کرده . بهش گفتم اول بگو ببینم محمد کیه که می گی به جان محمد . پیش خودم فکر کردم با دائیشه ، آخه من بعضی وقتا میگم به جان محمدمون (برادرم) قسم. دیدم بهم گفت خوب همون که امامه دیگه .منظور فاطمه حضرت محمد(ص) بود. میگن هر چیزی بگی بچه زود یاد می گیره .حالا فاطمه است دیگه . شنیده که قسم می خورن اونم یادگرفته. گفتم خوب من فردا می رم ببینم مهدکودکه جا داره یا نه . صبح ازخواب بیدارش کردم و بردمش پیش زن عموش...






